113تفسیر برای بسم الله

113تفسیر برای بسم الله

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه‌ی‌ كریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم" كه سر فصل 113 سوره‌ی‌ قرآن كریم است و در سوره مباركه‌ی‌ "نمل" افزون بر آغاز سوره، در طلیعه‌ی‌ نامه‌ی‌ حضرت سلیمان (علیه‌السلام) به ملكه‌ی‌ سبأ نیز آمده است(1)، 114 بار نازل شده است، نه این كه یك بار نازل شده باشد و به دستور پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سرفصل سور قرآنی قرار گرفته باشد.

در عصر نزول وحی، فرود آمدن آیه‌ی‌ كریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم" به عنوان اولین آیه‌ی‌ سوره‌ی‌ جدید، نشانه‌ی‌ پایان پذیرفتن سوره‌ی‌ پیشین و آغاز نزول سوره‌ی‌ پس از آن بود: "وإنما كان یُعرف انقضاء السورة بنزول "بسم الله الرحمن الرحیم" ابتداءً للأخری"(2).

نزول مكرّر آیه‌ی‌ "بسم الله..." نشانه‌ی‌ اختلاف معنا و تفسیر آن در هر سوره است. آیات "بسم الله..." در سراسر قرآن كریم گرچه از نظر لفظی یكسان است، لیكن از نظر معنوی و تفسیری گوناگون و در نتیجه "مشترك لفظی" است(3).

اختلاف معنوی و اشتراك لفظی آیاتِ "بسم الله الرحمن الرحیم" از آن روست كه بسم الله هر سوره جزئی از آن سوره و با محتوای آن هماهنگ و به منزله‌ی‌ عنوان و تابلو آن سوره است و چون مضامین و معارف سوره‌های قرآن با یكدیگر متفاوت است، معنای بسم الله نیز در سوره‌ها مختلف خواهد بود و در هر سوره درجه‌ای از درجات و شا‌ی‌نی از شئون الوهیت خدای سبحان و رحمانیت و رحیمیّت او را بازگو می‌كند و از این جهت همانند اسمای خداوند در پایان آیات است كه با محتوای آیات هماهنگ و به منزله‌ی‌ برهانی بر محتوای آن است. بر این اساس، اگر محتوای سوره‌ای به خوبی تبیین شود، تفسیر بسم اللهِ آن سوره نیز روشن خواهد شد.

توضیح این كه، در آیه‌ی‌ كریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم " هم سخن از "الله" است كه اسم جامع و اعظم(4) خدای سبحان است و سایر اسمای حسنای الهی را زیر پوشش داشته، در هر سوره ظهوری خاصّ دارد و هم سخن از "رحمت رحمانیه" است كه همه‌ی‌ صفات خدای سبحان زیر پوشش آن است و در هر مظهری با اسمی خاصّ ظهور می‌كند؛ در سوره‌هایی كه محتوایی مهرآمیز دارد و اوصاف جمالیه‌ی‌ خداوند را مطرح می‌كند، در چهره‌ی‌ "جمال" و در سوری كه مضامینی قهرآمیز دارد و غضب الهی را بازگو می‌كند، در چهره‌ی‌ "جلال" تجلّی می‌كند(5) و از این رو برخی گفته‌اند: كلمه‌ی‌ الرحمن نیز همانند كلمه‌ی‌ الله اسم اعظم است. بنابراین، تفسیر "بسم الله..." به اختلاف سوره‌ها متفاوت است.(6)

بسم الله هر سوره جزئی از آن سوره و با محتوای آن هماهنگ و به منزله‌ی‌ عنوان و تابلو آن سوره است و چون مضامین و معارف سوره‌های قرآن با یكدیگر متفاوت است، معنای بسم الله نیز در سوره‌ها مختلف خواهد بود

پی‌نوشت‌ها__________

(1) آیه‌ی‌ 30.

(2) نورالثقلین، ج1، ص6.

(3) مراد از اشتراك لفظی در این‌جا، اشتراك لفظی مصطلح حكیمان است، نه ادیبان. توضیح این كه، عنوان "مشترك لفظی" بین حكیم و ادیب، خود مشترك لفظی است؛ زیرا اشتراك لفظی نزد اهل ادب تابع وضع است؛ لفظی كه در موارد گوناگون به كار می‌رود، اگر وضع واحد داشته باشد مشترك معنوی وگرنه مشترك لفظی است. از این رو اگر واژه‌ای برای یك جامع انتزاعی ذهنی (ونه خارجی و دارای حقیقت عینی) وضع شده باشد، ادیب به لحاظ وحدت وضعش، آن را مشترك معنوی می‌داند.

امّا اشتراك لفظی نزد حكیمان تابع برهان و بر مدار واقعیّت خارجی است، نه وضع واضعان؛ اگر چیزی فاقد جامع مشترك خارجی بود و آنچه در خارج است انواع گوناگونی بود كه تنها به یك نام نامیده می شود، حكیم آن را مشترك لفظی می‌داند؛ چنانكه واژه‌ی‌ "نَفْس" كه بر نفس نباتی، حیوانی و انسانی اطلاق می‌شود، ادیب آن را مشترك معنوی و حكیم مشترك لفظی می‌داند؛ زیرا ادیب به وحدت وضع این واژه نظر می‌كند، ولی حكیم كه برای آن جامع مشترك خارجی نمی‌یابد، گرچه جامع انتزاعی مفهومی و ذهنی دارد، آن را مشترك لفظی می‌داند و از این رو از نفوس نباتی، حیوانی و انسانی در فصولی مستقل بحث می‌كند.

آیه‌ی‌ كریمه "بسم الله الرحمن الرحیم" مشتمل بر اسمای حسنای "الله"، "الرحمن" و "الرحیم" است و چون خدای سبحان با نامهای الله و الرّحمن، در جهان هستی تجلیات و ظهورات گوناگونی دارد: "الحمدلله المتجلّى لخلقه بخلقه"(نهج البلاغه، خطبه108)؛ گاهی در چهره‌ی‌ قهّار منتقم مجرمان را كیفر می‌دهد: "إنّا من المجرمین منتقمون" (سوره‌ی‌ سجده، آیه‌ی‌ 22) و گاهی در چهره لطیف و رحیم، پرهیزكاران را به بهشت می‌رساند: "تلك الجنة التی نورث من عبادنا من كان تقیًّا" (سوره‌ی‌ مریم، آیه‌ی‌ 63) و نامهای "تدوینی" خدای سبحان مبیّن تجلیات گوناگون "تكوینی" اوست؛ پس این الفاظ در همه جا به یك معنا نیست؛ مثلا‌ بسم الله در سوره‌ی‌ مباركه حمد با بسم الله سوره‌ی‌ مَسَد در معنا و تفسیر متفاوت و مشترك لفظی است.

(4) تبیین این مطلب در بخش لطایف و اشارات همین آیه در ص307 خواهد آمد.

(5) بنابراین، عدم ذكر بسم الله در آغاز سوره‌ی‌ توبه برای آن نیست كه محتوای آن سوره با بسم الله سازگار و هماهنگ نیست؛ زیرا براساس این توجیه، آیه‌ی‌ كریمه‌ی‌ "بسم الله..." با سوره مَسَد (تبّت) نیز ناهماهنگ است، بلكه احتمالاً از آن روست كه سوره‌ی‌ توبه ادامه‌ی‌ سوره‌ی‌ انفال است واگر سوره‌ی‌ مستقلّی می‌بود با آیه‌ی‌ كریمه‌ی‌ "بسم الله الرحمن الرحیم" ناهماهنگ نبود. در قرآن كریم برخی آیات با قهر آغاز می‌شود و با مهر پایان می‌پذیرد؛ مانند: "فقطع دابر القوم الذین ظلموا والحمد لله ربّ العالمین" (سوره‌ی‌ انعام، آیه‌ی‌ 45) و این قهر و مهر هماهنگ است؛ زیرا قهر بر ظالم همان مهر به مظلوم است و این قهر از مصادیق و مظاهر رحمت مطلق خدای سبحان است.

(6) تفسیر تسنیم، جوادی آملی، ج1


آثار  و فواید ذکر "بسم الله الرحمن الرحیم"

 

 

آثار  و فواید ذکر "بسم الله الرحمن الرحیم"

بسم الله الرحمن الرحیم

1.عوامل فلاح و رستگارى

خداى سبحان عامل فلاح و رستگارى و پیروزى و نجات انسان را سه چیز مى شمرد: قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى ، و ذکر اسم ربه فصلى مسلما رستگار مى‌شود کسى که خود را تزکیه کند و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز بخواند.1

 

2.نجات از شعله‌هاى نوزده گانه آتش

عبدالله بن مسعود گوید: هر که خواهد از شعله‌هاى نوزده گانه آتش دوزخ نجات یابد، بسم الله الرحمن الرحیم گوید، زیرا بسم الله الرحمن الرحیم نوزده حرف است و خداوند تعالى هر حرفى را سپرى در برابر یکى از آن شعله ها قرار مى دهد.2

 

3.آغاز هر کار با نام خدا

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر امر خطیرى اگر با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نشود، آن امر ناقص و ناتمام خواهد ماند.3

 

4.جواز بهشت

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ کس به بهشت در نیاید مگر با جواز بسم الله الرحمن الرحیم به این گونه :

بسم الله الرحمن الرحیم این نوشته‌اى است از سوى خداوند ویژه فلان پسر فلان ، او را در بهشت به جایگاه بلندى وارد سازید که شاخه هاى میوه آن آویخته و نزدیک و در دسترس ‍ باشد.4

 

5.اسم اعظم خداوند

امام رضا علیه السلام فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم (خداوند) از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیکتر است .5

 

6.معنى بسم

على بن حسن بن فضال به نقل از پدرش مى گوید: از حضرت امام رضا علیه السلام تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم را پرسیدم .

حضرت فرمود: گوینده که مى گوید: بسم معنایش این است که : سمه‌اى از سمه‌هاى خداى را که همان عبادت است بر خود مى‌گذارم . گفت : عرض ‍ کردم : سمه چیست ؟ فرمود: یعنى علامت و نشانه .6

 

7.تفسیر بسم الله

حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام در تفسیر " بسم الله الرحمن الرحیم " فرموده است : اوست خدایى که تمام آفریدگان در مواقع نیازمندى ها و گرفتارى ها و شداید به هنگام قطع امید و گسستن اسباب از همه آنان که پایین از او، و غیر اویند، او را معبود خویش گرفته و به نیایش وى آهنگ مى کنند و مى گویند: بسم الله الرحمن الرحیم یعنى در تمام امور و کارهایم از خدایى که عبادت و پرستش تنها شایسته و سزاوار اوست ، کمک و یارى مى طلبم خدایى که چون دست فریادرس خواهى به سویش گشوده گردد، به فریاد رسد. ذات مقدسى که چون (از سر صدق ) خوانده شود اجابت فرماید.7

 

8.ترک نام خدا

از ابن عباس (ره ) منقول است که گفت : هر کس بسم الله الرحمن الرحیم را ترک کند، محققا آیه اى از کتاب خداى تعالى را ترک گفته است .8

امام رضا علیه السلام فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم (خداوند) از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیکتر است

9.نشانه هاى مؤمن

امام حسن عسکرى علیه السلام فرمودند: علامات مؤ من پنج چیز است :

1- نماز پنجاه و یک رکعت در شبانه روزى از فریضه و نافله گزاردن ،

2- انگشتر بر دست راست کردن ،

3- بعد از نماز جبین را به خاک در سجده گذاشتن ،

4- بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن ،

5- زیارت اربعین را خواندن .9

 

10.گریز شیطان

پیغمبر گرامى خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه بنده بسم الله الرحمن الرحیم را قرائت کند، شیطان از وى بگریزد.10

 

11.بزرگترین آیه کتاب خدا

امام صادق علیه السلام فرمود: آنان (مخالفان ) را چه مى شود؟ خدایشان بکشد که (در نماز) عمدا، به آشکار و ظاهر، خواندن بزرگترین آیه در کتاب خدا را بدعت پنداشته‌اند (و در این کار هیچ دلیلى ندارند) و آن آیه "بسم الله الرحمن الرحیم" مى باشد.11
فراخوان جشنواره بسم الله در 60 کشور

12.بسم الله هنگام نامه نوشتن

امام صادق علیه السلام مى فرماید: در نامه ها نوشتن "بسم الله الرحمن الرحیم" را ترک مکن ، اگر چه پس از آن شعر باشد.12

 

13.طرز نگارش بسم الله

امام صادق علیه السلام فرمود: "بسم الله الرحمن الرحیم" را به بهترین خط بنویس و باء آن را کشیده قرار مده ، تا (بتوانى ) سین را بلند و کشیده بنویسى.13

 

14.گفتن بسم الله در همه امور

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که چنین فرمودند: هر گاه یکى از شما وضو گیرد و یا بخورد و یا بیاشامد و یا لباسى بپوشد، سزاوار است که "بسم الله الرحمن الرحیم" بگوید، پس اگر چنین نکند شیطان در آن شرکت خواهد کرد.14

 

15.شروع هر سوره با بسم الله

بیهقى در کتاب شعب از احمد بن حنبل نقل کرده که گفت : هر که با هر سوره از قرآن کریم "بسم الله الرحمن الرحیم" نگوید، محققا یکصد و چهارده آیه از کتاب خدا را ترک گفته است .15 (یعنی بسم الله اول سوره‌های یک آیه محسوب شده و نخواندن آن موجب ترک یک آیه از آن سوره خواهد بود).

 

16.برخاستن از خواب ، سر موقع

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر که بخواهد شب را به عبادت برخیزد، چون در بستر خود خوابید باید بگوید: "بسم الله الرحمن الرحیم" بار خدایا، مرا از مکر خود آسوده مدار و یاد خودت را فراموشم مکن و مرا در گروه غافلان مقرر منما، من برخیزم در ساعت کذا و کذا. و محققا خداى عزوجل بدو فرشته‌اى گمارد که او را همان ساعت بیدار کند.16
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که هنگام وضو نام خدا را ببرد، تمام بدنش ‍ پاک مى شود و این کار کفاره گناهان بین دو وضو خواهد بود. و کسى که نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش که آب به آن مى رسد پاک مى شود

17.هنگام ورود به مستراح

امام صادق علیه السلام از پدرانش ، از امیر مؤمنان علیه السلام روایت مى نماید که فرمود: هنگامى که براى اجابت مزاج برهنه شدید، "بسم الله الرحمن الرحیم" بگویید زیرا در این صورت ، شیطان به شما نگاه نمى کند تا کارتان تمام شود.17

 

18.هم غذا شدن شیطان

از پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله پرسیده شد: آیا شیطان با انسان چیزى مى خورد؟

در پاسخ فرمودند: آرى ، بر سر هر سفره‌اى که "بسم الله الرحمن الرحیم" گفته نشود، شیطان با آنان غذا مى خورد، و به این جهت ، خداوند برکت را از آن سفره بر مى دارد.18

 

19.نام خدا هنگام وضو

امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که هنگام وضو نام خدا را ببرد، تمام بدنش ‍ پاک مى شود و این کار کفاره گناهان بین دو وضو خواهد بود. و کسى که نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش که آب به آن مى رسد پاک مى شود.

امام صادق (ع ) فرمودند: هر کسى که هنگام وضو نام خدا را بر زبان جارى کند، گویا غسل کرده است.19

 

20.هنگام خواب

از رسول گرامى خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: هر گاه بنده در هنگام خواب بسم الله الرحمن الرحیم بگوید، خداوند مى فرماید: فرشتگانم ! نفس کشیدنهایش را تا صبح حسنات به حساب آورید و برایش بنویسید.20
بسم الله الرحمن الرحیم

 

21.هنگام سوار شدن

امام کاظم علیه السلام نقل مى نمایند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر مردى سوار چهارپا شود و نام خدا را ببرد، فرشته‌اى پشت سر او سوار شده و او را تا هنگام پیاده شدن محافظت مى نماید. و اگر هنگام سوار شدن ، نام خدا را نبرد شیطانى پشت سر او سوار شده و به او مى گوید آواز بخوان . اگر بگوید بلد نیستم ، مى گوید آرزو کن . و او پیوسته آرزو مى کند تا پیاده شود.

 

22.قبل و بعد از غذا

از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: هیچ مردى نیست که خانواده خویش را گرد آورد و آن گاه سفره را پهن نماید و آنان در آغاز خوردن بسم الله الرحمن الرحیم و در پایان آن الحمد لله رب العالمین بگویند و سفره را بردارند، مگر آن که همگى مورد آمرزش قرار خواهند گرفت.21

على علیه السلام فرمود: هنگامى که غذا مى خورید، در آغاز آن بسم الله الرحمن الرحیم گفته شود و در انتهاى آن حمد خدا شود.22

 

23.محافظت فرشتگان

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چنانچه آدمى در هنگام سوار شدن بر وسیله نقلیه نام خدا را ببرد و بسم الله بگوید، فرشته‌اى براى محافظتش همراه گردد و او را تا زمانى که پیاده شود، از هر حادثه اى نگاه مى‌دارد و اگر سوار شود و "بسم الله" نگوید، شیطان همراهى‌اش مى کند.23

 

24.آفت ترک بسم الله هنگام سوارى

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بنده هنگامى که سوار وسیله‌اى شود و بسم الله نگوید در ردیف شیطان قرار مى گیرد.24
از رسول گرامى خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: هر گاه بنده در هنـگـام خـواب بسـم الله الرحمن الرحیم بگویـد، خداونـد مى فرماید: فرشتگانم! نفس کشیدنهایش را تا صبح حسنات به حساب آورید و برایش بنویسید

25.ذکر فاطمه زهرا (س )

بانوى دو عالم حضرت فاطمه زهرا علیها السلام فرمود:

این رطبها از نخلى است که خداوند در بهشت براى من نشانده ، آن هم بر اثر دعایى که پدرم به من آموخت و هر صبح و شام بر آن مواظبت دارم .

از او درخواست کردم که این دعا را به من بیاموزد، فرمود: اگر مى خواهى خدا را ملاقات کنى ، در حالى که از تو راضى باشد و اگر مى خواهى تا زنده هستى درد تب تو را فرا نگیرد، بر این دعا مداومت کن :

بسم الله الرحمن الرحیم ، بسم الله النور، بسم الله نور النور، بسم الله نور على نور، بسم الله الذى هو مدبر الامور، بسم الله الذى خلق النور من النور، الحمد لله الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور فى کتاب مسطور، فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمد لله الذى هو بالعز مذکور، و بالفخر مشهور، و على السراء و الضراء مشکور، و صلى الله على سیدنا محمد و آله الطاهرین .

بنام خداوند بخشنده مهربان ، به نام مبارک خدا که نور عالم است ، به نام مبارک خدا که نور نور عالم است ، به نام مبارک خدا که نور بالاى نور عالم است . به نام مبارک خدا آن نام که مدبر امور عالم است ، به نام مبارک خدا آن نام که نور را از نور آفرید (یعنى عالم و آدم را از نور خود آفرید)، ستایش ‍ خداوند را که نور (وجود عالم و نور جان آدم ) را از نور (جمال خود) آفرید و نور (تجلى خود) را بر طور سینا در کتاب مسطور تورات نازل کرد در صحیفه گشوده به قدرى که مقدر نمود بر پیغمبر عالم و صالح خود، ستایش خدا را که نزد تمام موجودات به عزت مذکور و فخر و جلالت معروف است و در حال آسایش و سختى ، باید شکرگزار او بود. و درود خداوند بر سید ما، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و اهل بیت طاهرینش باد.

سلمان مى گوید: از روزى که این دعا را تعلیم گرفتم ، بیش از هزار کس از اهل مدینه و مکه را تعلیم دادم و هر کس که تب او را فرا مى گرفت ، چون این دعا را مى خواند، به امر خداى سبحان تب از او دور مى گشت.25

 

26.ذکرى براى بهبودى تب

در روایتى که از امام على بن موسى الرضا علیه السلام نقل شده ، آمده است که براى بهبودى تب ، بر سه قطعه کاغذ بنویسد:

1- بسم الله الرحمن الرحیم لاتخف انک انت الاعلى .

2- بسم الله الرحمن الرحیم لا تخف نجوت من القوم الظالمین .

3- بسم الله الرحمن الرحیم الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین .

سپس بر هر قطعه سه بار سوره توحید را بخواند و در سه روز و هر روز یک قطعه از آنها را ببلعد که ان شاءالله شفا خواهد یافت.26

 

1- سوره اعلى ، آیه 14 و 15.

2- مجمع البیان ، ج 1 ص 19.

3- تفسیر کشاف ، ج 1 ص 2.

4- بحارالانوار، ج 7، ص 83.

5- مجمع البیان ، ج 1و ص 18.

6- تفسیر البرهان ، ج 1، ص 44.

7- تفسیر البرهان ، ص 45.

8- تفسیر کشاف ، ج 1، ص 1.

9- اسرار عدد چهل ، ص 74.

10- لئالى الخبار، ج 3، ص 335.

11- مجمع البیان ، ج 1، ص 19.

12- مشکاة الانوار، ص 36.

13- آثار الصادقین ، ج 9، ص 148.

14- وسایل الشیعه ، ج 1، ص 300.

15- تفسیر کشاف ، ج 1، ص 1.

16- اصول کافى ، ج 6، ص 217.

17- ثواب الاعمال ، ص 35.

18- بحارالانوار، ج 92، ص 258.

19- ثواب الاعمال ، ص 35.

20- لئالى الاخبار، ج 3، ص 337.

21- سفینة البحار، ج 1، ص 25.

22- بحارالانوار، ج 16، ص 383.

23- مکارم الاخلاق ، ص 248.

24- کنزالعمال ، ج 9، ح 24995

25- بحارالانوار، ج 43، ص 66

26- به نقل از امید درماندگان ، ج 2، ص 95

 

کلیپ های مذهبی

کلیپ های مذهبی

نماهنگ های شهادت حضرت فاطمه (ص)
ردیف نام کلیپ

توضیحات

اجرا فرمت

حجم
(KB)

1 بیانات رهبر معظم انقلاب
در مورد حضرت زهرا (س)
(جدید)
wmv 1,318
2 کلیپی در موردعلت شهادت
حضرت فاطمه زهرا (س)
(جدید)
wmv 13,617
3 ای وای مادرم ...
مداحی حاج محمد کریمی به زبان آذری(جدید)
wmv 3,923
4 باَیِّ ذَنب ٍ قُتِلَت wmv 3,388
3gp 1,569
5 غم نامه wmv 12,121
3gp 1,430
6 روضه - رنگ بست wmv 22,622
3gp 10,308
7 شب فراق wmv 20,373

برای دانلود کردن کلیپ های فوق، روی آیکون کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

کاغذ دیواری به مناسبت شهادت حضرت زهرا

کاغذ دیواری(Wallpaper)
 

 


 از فاطمه علیهاالسلام
حضرت زهرا علیهاالسلام

فاطمه علیهاالسلام آن بانوی بزرگ ما شهید شد و نه تنها شیعیان جهان، بلكه همه دوستان و آزادمنشان را عزادار ساخت. او زنی در خور احترام و بانویی نمونه‏ و بی‎مانند در جهان بشریت بود. عمری كوتاه داشت، ولی از همه ساعات و ایام آن در راه بندگی خدا، و نجات انسان‎ها از قیود و انحرافات استفاده كرد.

اینك مائیم و خاطرات فاطمه (علیهاالسلام)، مائیم و روح جهان و تلاش قرآنی فاطمه (علیهاالسلام) كه برای زنده داشتن آن خاطرات، سالانه هزاران مجلس وعظ سخنرانی برپا می‏سازیم و به یاد عظمت و بزرگواری‏های او احساس غرور می‏كنیم و جهت رنج‎ها و مصیبت‏های وارده بر او اشك‏ها می‏ریزیم و یا او را وسیله گرانقدری در پیشگاه خدا قرار داده و به عرض حاجت می‏نشینیم.

فاطمه علیهاالسلام امروز در میان ما نیست ولی خاطره ناله‏های دردمندانه‏اش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر می‏آمد هنوز در گوش‏ها طنین‎انداز است. و شهادت مظلومانه‏اش حاكی از مقاومت و خطابه جانانه‏اش پرچمی افروخته بر قلب تاریخ برای اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعی ناامنی پدید آمده از غاصبان حق.

این تلاش‏ها و برنامه‏ها خوب و ارزنده‏اند ولی جهت‎دهنده به سوی مقصود نیستند و نقش سازندگی و تحول‎انگیزی آنها اندك است. فاطمه علیهاالسلام برای این، تلاش نکرد كه به او احسنت و مرحبا بگوئیم و بدان خاطر به شهادت نرسید كه اشك ما را بدرقه راه كند و یا مجالس عزای او صرفاً برای عزاداری و توبه نیست كه مقصدی فوق آن مطرح است.

 

بهترین توسل

بهترین توسل برای نجات از مشكلات و همّ و غمّی كه در سر راه ماست توسل به راه و رسم حیات فاطمه علیهاالسلام است. فاطمه علیهاالسلام قافله سالار زنان جهان و مایه افتخار دنیای اسلام است. زندگی او بر اساس ایمان و اعتقاد و باور راستین است. عرضه كننده بهترین ایده‏ها و سنت‏هاست و راه او، راه نجات است. و از رمز پیروزی‏ها و انحطاطها در پیروی یا عدم تبعیت از راه و رسم اوست.

حضرت زهرا علیهاالسلام
گریه بر فاطمه علیهاالسلام باید گریه معرفت باشد و گریه ندامت از این كه من گنهكارم چرا كه می‏توانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كرده‏ام؛ و گریه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (علیهاالسلام) عقب افتاده‏ام. و در پس این گریه تصمیم‏گیری بر این امر كه دیگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم.

راه فاطمه (علیهاالسلام) تنها راه دیروز نبوده و نیست كه راه امروز است و هر روز. و تنها راه. شریعت خاص و آئینی ویژه نیست كه راه فطرت است و بدین سان در همه جای جهان قابل اجرا و عملی است. اگر ما راه فاطمه (علیهاالسلام) را راه اسلام می‏خوانیم بدان خاطر است كه در باور ما اسلام، آئین فطرت است. تعالیم آن با زمینه‏های فطری سازگار است و فاطمه (علیهاالسلام) آنچه را كه دارد از عطایای الهی است كه در سایه تطابق خود با اندیشه‏های اسلامی آن را به دست آورده است.

هم او سند مظلومیت است، سند حق‏طلبی است. كبودی بدنش خط روشنی بر سیه روزی خصم است و ورم بازویش نشانه بدستیزی دشمن برای كوتاه كردن دست او از دامن حق و این خود یك سند است. اثر ضربه‏های تازیانه بر بدن، خطوط كبودی در آن پدید آوردند كه هر كدام خطوط روشنی است بر بی منطقی دشمن.

ذكر یک هشدار بجاست كه گمان نرود نجات‎بخشی انسان تنها در سایه گریه بر فاطمه علیهاالسلام حاصل است و یا با گریه‎ی تنها، می‏توان آلودگی‏ها را از خود زدود. گریه عاطفی و ناشی از دلسوزی‏ها و به خاطر تصویر مصائب جانكاه و دردهای انسانی ستمدیده نمی‏تواند گرهی از مشكل بگشاید و عامل نجات گردد كه اگر چنین بود عمر سعد نجات یافته است. زیرا در عصر عاشورا از دیدن مصائب بازماندگان حسین دلش به رقّت آمد و سوخت و قطرات اشك هم نثار كرد.

گریه بر فاطمه علیهاالسلام باید گریه معرفت باشد و گریه ندامت از این كه من گنهكارم چرا كه می‏توانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كرده‏ام؛ و گریه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (علیهاالسلام) عقب افتاده‏ام. و در پس این گریه تصمیم‏گیری بر این امر كه دیگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم. و سختگیری بر خود از طریق عبادتی چون عبادت فاطمه (علیهاالسلام)، که لذت گناه را فراموش كنم و حتی گوشت روئیده از گناه را ذوب نمایم و حال و عملم خلاف آن باشد كه بوده است.

حضرت زهرا علیهاالسلام

 

یاد فاطمه علیهاالسلام

فاطمه (علیهاالسلام) را باید همیشه به یاد داشت و یاد او باید یاد عشق در ایمان باشد و یاد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور یاد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصویر آزادگی او به ما درس آزادی می‏دهد، خاطره حق‎طلبیش به ما درس وظیفه و جرئت و شهامت می‏دهد و یا مبارزه‏اش در ما روح مبارزات حق‏طلبانه را احیاء می‏كند.

او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمی با همسر در تعقیب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظیفه هدایت برای زنان، درس كمك‎كاری برای مردم، درس زیر بازوگیری، درس بیان حق، درس از خود گذشتگی و ایثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچم‎افرازی و گاهی پرچم ساختن مظلومیت، حتی پنهان کردن جنازه و قبر خود برای هشیار كردن.

ما با یاد فاطمه علیهاالسلام و موضعگیری‎هایش باید این درس را داشته باشیم كه به موضع‏گیری اندیشه در شرایط گوناگون و متفاوت زندگی دست یابیم و در هر مساله و مشكل از خود سوال كنیم اگر فاطمه (علیهاالسلام) با این مشكل مواجه می‏شد چه می‏كرد؟ و هم با مطالعه تاریخ زندگیش از او و از راه و روش او الهام می‏گیریم و طریق خود را روشن و هموار كرده و به پیش رویم.

او ولیّ خدا بود دارای ایمان و عصمت، علی (علیه‌السلام) او را یکی از دو ركن جهان اسلام معرفی كرد كه ركن اول آن شخص پیامبر بود. و آن روز كه فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت علی (علیه‌السلام) با تأثر و اندوه فرموده بود این همان ركن دومی بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر) و چنانچه پیامبر اکرم در مورد فاطمه علیهاالسلام فرموده بود: هذا احدالركنین [1] و آدمی برای استواری نیایش، ناگزیر به ستون و ركنی نیاز دارد. هر قدر آن ركن مهم‎تر و سنگین‏تر، استحكام بنا و اعتماد ما بدان بیشتر و زیادتر است و این خود نیز اسوه‎آموزی و الگوپذیری است كه آیات قرآن و روایات، ما را بدان توصیه می‏كنند.

 

درس آموزی از فاطمه علیهاالسلام

برای فاطمه علیهاالسلام رمز و رازی الهی و مقصدی لاهوتی، معرفی كرده‏اند و در خور اسوه بودن برای بشریت. اسناد و روایات ما نشان می‏دهند او ولی خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قیود بشر ساخته، دارای تقوائی بی‏نظیر و ادبی كم نظیرتر در دنیای زنان. دارای رقّت قلب، ایمان آمیخته با اركان وجودی، صبر و مقاومت در امور، حلم و متانت در كارها، علوّ روح، دارای سرعت در ادراك و تعقل جهت‏دار كه به سوی بی‎نهایت است، دارای شجاعت گرفته از ایمان، تنها و تنها در جهان بشریت و نمونه ‏عالی حبّ خدا و اسوه در پرستش و نیایش، شرافت و جدال و برگزیده خدا و ... .

حضرت زهرا علیهاالسلام
فاطمه علیهاالسلام جان داد ولی آبرومندانه، زندگی كرد ولی مدبرانه، مبارزه كرد ولی اندیشمندانه، تسلیم نشد حتی در بستر مرگ، رای خود را عوض نكرد حتی به بهای جان، دست از دفاع از مقام ولایت علی (علیه‌السلام) برنداشت حتی به بهای سقط فرزند، و از دامن علی (علیه‌السلام) دست نكشید مگر به ضربه تازیانه، و وقتی که بیهوش شد. و اینها همه درس است برای آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را در دل دارد.

و بدین سان همه عملكردها، مواضع، حالات و حركاتش درس است. زندگی او خود یك راه است و راه اسلام، مسلمانی و راه فطرت با درس‎آموزی از فاطمه علیهاالسلام است كه می‏توانیم دریابیم راه خدا چیست؟ راه ایمان و تقوا كدام است؟ راه حق‏طلبی و مبارزه و تلاش در راه هدف الهی كدام است؟.

فاطمه علیهاالسلام به زنان ما درس می‏دهد، درس زندگی، درس جهاد و مبارزه، درس مرزداری ایدئولوژی و درس حضور اجتماعی در عین رعایت موازین شرعی و او آموزگار مسلم راهی است كه بشریت از ابتدای پیدایش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طی طریق در آن مسیر بوده است.

 

عبرت‎آموزی از تاریخ

ما در مطالعه حیات فاطمه علیهاالسلام درس‎هائی می‏آموزیم كه از یك سو درس عبرت‎اند و از سوی دیگر در خور ثبت در تاریخ برای راه‎آموزی ما. و در ضمن این مطالعه با كسانی آشنا شدیم كه برای دستیابی به رتبه و مقام ظاهر و بزرگ و جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را نادیده گرفته و خواستند از این راه به نوائی برسند ولی خدای آن را برای همیشه‏شان پذیرا نشد.

ولی امروز نه آن دونان‎صفت حضور دارند و نه فاطمه علیهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتی از این بالاتر كه می‏بینیم ظالمان با خرید آن همه ننگ‏ها طرفی نیستند و ظلم و تجاوز و غصب‌شان برای آنها آبروئی نساخت و راه و روش شرم انگیزشان راهی و وسیله‏ای برای سعادت‌شان فراهم نكرد.

برخی شكوه فاطمه علیهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر نانی، به دریوزگی درآمدن و به خاطر مقامی، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگی خود، و حتی شرافت خویش را فروختند و مجری فرمان خائنان شدند كه در سایه آن فاطمه علیهاالسلام مجروح و زخمی به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنیا رفت.

حضرت زهرا علیهاالسلام

ولی امروز نه آن دونان‎صفت حضور دارند و نه فاطمه علیهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتی از این بالاتر كه می‏بینیم ظالمان با خرید آن همه ننگ‏ها طرفی نیستند و ظلم و تجاوز و غصب‌شان برای آنها آبروئی نساخت و راه و روش شرم انگیزشان راهی و وسیله‏ای برای سعادت‌شان فراهم نكرد.

برخی شكوه فاطمه علیهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر نانی، به دریوزگی درآمدن و به خاطر مقامی، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگی خود، و حتی شرافت خویش را فروختند و مجری فرمان خائنان شدند كه در سایه آن فاطمه علیهاالسلام مجروح و زخمی به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنیا رفت.

آنان كه در آن روز جز به خود و نیت پست خود نمی‏اندیشیدند اینك در كجایند و فاطمه علیهاالسلام در كجاست؟

آنها كه در زیر پوشش‏های تبلیغاتی خود خواستند نور خدا را خاموش كنند آیا به هدف خود رسیدند؟ آیا آنها عزت دارند یا فاطمه علیهاالسلام؟ دیدید كه اشك مظلوم چه‏ها كرد؟ و قطرات سرشك صاف و روان چگونه ریشه آنها را قطع کرد؟

فاطمه علیهاالسلام جان داد ولی آبرومندانه، زندگی كرد ولی مدبرانه، مبارزه كرد ولی اندیشمندانه، تسلیم نشد حتی در بستر مرگ، رای خود را عوض نكرد حتی به بهای جان، دست از دفاع از مقام ولایت علی (علیه‌السلام) برنداشت حتی به بهای سقط فرزند، و از دامن علی (علیه‌السلام) دست نكشید مگر به ضربه تازیانه، و وقتی که بیهوش شد. و اینها همه درس است برای آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را در دل دارد.

 

فاطمه علیهاالسلام محور درس‏ها

او محور درس‏هاست و در حیات شخصی، در عبادت و نیایش در كار و تلاش، در احساس تعهد و در انجام مسؤلیت، در تكلیف نسبت به خود و خدا و جامعه در هدفداری و در برنامه‏ریزی، در اعمال روش معین در امور، در نظارت اجتماعی، در امر به معروف و نهی از منكر و در مبارزه و حق‏طلبی.

برای فاطمه علیهاالسلام رمز و رازی الهی و مقصدی لاهوتی، معرفی كرده‏اند و در خور اسوه بودن برای بشریت. اسناد و روایات ما نشان می‏دهند او ولی خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قیود بشر ساخته، دارای تقوائی بی‏نظیر و ادبی كم نظیرتر در دنیای زنان.

او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمی با همسر در تعقیب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظیفه هدایت برای زنان، درس كمك‎كاری برای مردم، درس زیر بازوگیری، درس بیان حق، درس از خود گذشتگی و ایثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچم‎افرازی و گاهی پرچم ساختن مظلومیت، حتی پنهان کردن جنازه و قبر خود برای هشیار كردن.

حضرت زهرا علیهاالسلام

- او دختری برای پدر است در احترام ‏پدر، رعایت حال او، دفاع از او، مهرورزی به پدر، رعایت شئون ‏او.

- او همسری است برای شوهر، هم‎شأن او، كفو او، دوستی با شوهر، همرزمی با او، همگامی با او.

- او مادری است برای فرزندان، مادری متعهد، درس‏آموز، مهربان، صمیمی و همراه، القاء كننده ایمان و اخلاق.

- او عضوی است برای جامعه، خود اهل احسان و خیر، اهل هدایت و ارشاد، تمام كننده حجت.

- و او الگوی مكتب محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است.

 

مرزهای درس آموزی

برای آن كس که طالب راه فاطمه علیهاالسلام و در مسیر سعادت آموزی است، مرزهای مطالعه و تحقیق در حیاتش از این دیدها و جنبه‏ها می‏توانند مفید باشند.

1- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خود: تلاش او در خداشناسی، خودسازی، پرورش ابعاد وجودی، حیات شخصی، رشد خود و ... .

2- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خدای خود در شناخت او از خدا در عبادت، اطاعت، تسلیم، استمداد، توكل، هدف و خشیت از خدا، امیدواری‎ها ...

3- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با انسان‎ها: پدر، مادر، اعضای خانواده، همسر، فرزندان، خادمان، دوست، دشمن، مؤمن، كافر، مشرك، منافق و ... .

علی (علیه‌السلام) او را یکی از دو ركن جهان اسلام معرفی كرد كه ركن اول آن شخص پیامبر بود. و آن روز كه فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت علی (علیه‌السلام) با تأثر و اندوه فرموده بود این همان ركن دومی بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر)

4- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با دنیا: دنیا، ارزش آن، تلقی از آن، وظیفه‏اش در جهان، موضعگیری‏ها، نگرش‏ها ... .

5- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با پدیده‏های این جهان: از نعمت‏ها، آب و خاك، حیوان، حق، باطل و عوامل و موانع رشد، پدیده‏های مرئی و نامرئی ... .

6- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با واقعیت‏های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فقر و غنا و دیگر جنبه‏هائی كه از آن می‏زایند.

و در سایه این مطالعه و تحقیق راه‏ها روشن می‏شوند. و آنگاه عزم و اراده‏ای نیرومند لازم است تا حیات خود را بر پایه این شناخت‏ها استوار سازد. قدم در جای قدم او بگذارد خوشبختی و بدبختی را بر اساس این چارچوب‏ها تنظیم نماید.

 

حضرت زهرا علیهاالسلام

فاطمه علیهاالسلام؛ سندیت حق

فاطمه علیهاالسلام سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامی در برابر غیر آن است. او سندی است برای معرفی زن و ارزش او و رشد او، و كمال او، و نمونه‏ای از یك همسر ایده‏آل، مادر ارزنده و عضوی برای جامعه، هادی زنان، الگوی نیایش، اسوه پوشش... .

فاطمه (علیهاالسلام) را باید همیشه به یاد داشت و یاد او باید یاد عشق در ایمان باشد و یاد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور یاد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصویر آزادگی او به ما درس آزادی می‏دهد، خاطره حق‎طلبیش به ما درس وظیفه و جرئت و شهامت می‏دهد و یا مبارزه‏اش در ما روح مبارزات حق‏طلبانه را احیاء می‏كند.

و هم او سند مظلومیت است، سند حق‏طلبی است. كبودی بدنش خط روشنی بر سیه روزی خصم است و ورم بازویش نشانه بدستیزی دشمن برای كوتاه كردن دست او از دامن حق و این خود یك سند است. اثر ضربه‏های تازیانه بر بدن، خطوط كبودی در آن پدید آوردند كه هر كدام خطوط روشنی است بر بی منطقی دشمن.

فاطمه علیهاالسلام امروز در میان ما نیست ولی خاطره ناله‏های دردمندانه‏اش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر می‏آمد هنوز در گوش‏ها طنین‎انداز است. و شهادت مظلومانه‏اش حاكی از مقاومت و خطابه جانانه‏اش پرچمی افروخته بر قلب تاریخ برای اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعی ناامنی پدید آمده از غاصبان حق.

سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و پدرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و همسرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و فرزندان و ذریه‏اش.

 

پی‎نوشت:

1- ذخائر العقبی، ص 56.

 

منبع:

کتاب در مكتب فاطمه علیهاالسلام، دكتر علی قائمی، فصل 28.