تاثیر سوره یاسین در زندگى انسان

سوره یس

سوره مبارکه یاسین در تمام زندگى ، جسم و جان ، مال و ثروت ، صحت و سلامتى ، حیات و مرگ و دنیا و آخرت انسان اثر مى گذارد.

پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله ) و ائمه هدى اثرات آن را بیان کرده اند.

رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) به حضرت على (علیه السلام ) فرمود: یا على! سوره مبارکه یاسین را تلاوت کن ؛ زیرا در آن برکاتى است . از جمله :

1- اگر شخص گرسنه اى آن را تلاوت کند خداوند روزى او را مى رساند و سیرش مى گرداند.

2- هرگاه تشنه اى آن را قرائت کند خداوند آبى فراهم مى آورد تا او سیراب شود.

3- هرگاه شخص عریان و برهنه اى آن را بخواند، خداوند لباسى براى او فراهم مى کند و او را مى پوشاند.

4- هر مرد و زن عَزب و مجردى که آن را تلاوت کند، خداوند وسیله ازدواجشان را فراهم مى کند.

5- هر انسان ترسناک و خائفى که آن را تلاوت کند، خداوند ترس و خوف او را مبدل به امنیت مى گرداند.

6- هر انسان مریض و رنجورى که آن را تلاوت کند خداوند صحت و سلامتى را شامل حالش مى گرداند.

7- هر شخص زندانى اگر آن را در زندان تلاوت فرماید، خداوند وسیله آزادى او را فراهم مى گرداند.

8- هر مسافرى که آن را در سفر بخواند بى گمان سفرش بى خطر خواهد شد و به سلامتى به منزلش برمى گردد.

9- اگر آن را بر بالین هر میتى بخوانند، خداوند عذابش را تخفیف مى دهد "یا او را مى آمرزد."

10- هر کس چیزى از او گم شده باشد و آن را قرائت کند آن چیز پیدا مى شود.

11- اگر شخص گم شده اى آن را بخواند راه را پیدا مى کند و به سلامتى به مقصد مى رسد.

12- اگر غذاى عده اى کم باشد و کافى براى همه افراد نباشد آن سوره را بخوانند، غذاى آنان برکت پیدا مى کند، طورى که براى همه افراد کافى باشد.

13- اگر بر زنى که زائیدن بر او سخت و دشوار باشد خوانده شود، وضع حمل بر او آسان مى شود و اولاد به راحتى به دنیا مى آید.

14- کسى که آن را تلاوت فرماید، فقر در دنیا به سراغش نمى آید.

15- اگر کسى آن را قرائت کند در تجارت و کسب ضرر و زیان نمى بیند "در تجارت" سود مى برد.

سوره مبارکه یاسین در تمام زندگى ، جسم و جان ، مال و ثروت ، صحت و سلامتى ، حیات و مرگ و دنیا و آخرت انسان اثر مى گذارد.

16- در حوادث و بلاهاى زمینى و آسمانى خانه اش خراب و ویران نمى شود.

رویا

17- هر که آن را تلاوت نماید، در طول عمرش دیوانه و جن زده نمى شود و عقلش زایل نمى گردد.

18- تلاوت کننده آن به مرض جذام دچار نمى گردد.

19- کسى که آن را تلاوت کند به مرض وسواس و دو دلى و حیرانى مبتلا نمى شود.

20- بیمارى هاى مضر تلاوت کننده را از پاى در نمى آورد و بیمارى او برطرف مى شود.

21- خداوند متعال سختى و دشوارى و تلخى جان کندن را براى او آسان مى گرداند.

22- خداوند خودش متصدى و مباشر قبض روح تلاوت کننده آن مى باشد.

23- خداوند فراخى روزى و گشایش در زندگى را براى خواننده آن به عهده مى گیرد.

24 - خداوند ضامن خوشحالى او هنگام مرگ گردیده است .

25- خداوند در آخرت خشنودى او را تعهد فرموده ، و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که : من از این بنده راضى هستم . شما هم براى او طلب آمرزش کنید.

26- خداوند شیطان را از خواننده آن دور مى گرداند که او را وسوسه نکند و هزار فرشته را مى فرستد تا او را از شر هر شیطان و هر آفت حفظ فرمایند.

27- خداوند بعد از مرگ سى هزار فرشته را موکل غسل دادن او مى گرداند که همگى براى او طلب استغفار کنند و او را مشایعت نمایند تا به قبرش برسانند و بعد از آن که داخل قبرش نهادند، ملائکه همان جا عبادت کنند و ثوابش را در نامه عمل او بنویسند، قبرش تا چشم او کار مى کند وسیع مى شود و او را فشار نمى دهد و نورى از قبرش تا آسمان بالا مى رود.

28- خداوند در روز قیامت به او مى فرماید: اى بنده من ! شفاعت کن تا شفاعت تو را درباره همه کسانى که شفاعت آنان را نموده اى قبول نماییم .

29- خواننده آن را در ایستگاه هاى قیامت نگاه نمى دارند و بدون حساب داخل بهشت مى نمایند.

30- او را به واسطه گناهانش داخل جهنم نمى کنند و پرونده عمل او را باز مى گذارند در حالى که گناهى در آن دیده نمى شود و موجب تعجب ملائکه واقع مى شود.(1)

منبع:  تأثیر قرآن در جسم و جان مولف: نعمت الله صالحى حاجى آبادى

پشیمانی بازیگر معروف از دوران بی حجابی + عکس  

«حنان ترک» بازیگر مصری كه چندی پیش بعد از مدت‌ها حجاب را اختیار كرده است، از این كه دیرهنگام حجاب را برگزیده است، اظهار پشیمانی كرد.«حنان ترك» بازیگر مصری با اشاره به هفت سال تفكر برای انتخاب حجاب، گفت: این دوران، دوران ز
چهارشنبه ، 20 مرداد 1389 ، 15:15
«حنان ترک» بازیگر مصری كه چندی پیش بعد از مدت‌ها حجاب را اختیار كرده است، از این كه دیرهنگام حجاب را برگزیده است، اظهار پشیمانی كرد.«حنان ترك» بازیگر مصری با اشاره به هفت سال تفكر برای انتخاب حجاب، گفت: این دوران، دوران زیانباری بود و ای كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودم.
پشیمانی بازیگر معروف از دوران بی حجابی + عکس

وی در پاسخ به این سوال كه پیش از این در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی بدون حجاب بوده و اینك اگر آن فیلم‌ها را ببیند چه احساسی دارد گفت: حنان ترك اول یك بازیگر بود و حنان ترك دوم یك زن محجبه است.
 
این بازیگر مصری در پاسخ به این سوال كه با حجابت به كجا می‌خواهی برسی؟، گفت: مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبدیل كند.
وی افزود: برای روز قیامت با اطاعت خدا و عمل خیر و كمك به ایتام تلاش خواهم كرد.
وی همچنین با رد هرگونه پیشنهاد بازیگری بدون حجاب گفت: 80 درصد از مردم مصر محجبه هستند و چه كسی باید اینان را نمایندگی كند؟

این بازیگر مصری تاکید کرد: در کارهای هنری ام رضای خداوند و رسولش را در نظر نگرفته بودم. همه پولی که در آن زمان و از راه بازیگری بدست آورده ام حرام است. اعتراف به خطا عیب نیست، چیزی که بر باطل بنا شده باشد خودش هم باطل است. بنابر این همه اموالی که از کارهای به اصطلاح هنری خود که خارج از چارچوب قواعد مذهبی و شرعی بدست آورده ام حرام است، چرا که اساسا بازی کردن من در این صحنه ها و این اعمال خارج از چارچوبی بوده که خداوند برای بندگانش معین کرده است.

 امیدوارم خداوند با این کار مرا ببخشد چرا که من از روی نا آگاهی به مسائل شرعی این کارها را انجام میدادم . اگرچه اعتراف میکنم که این توجیه خوبی نیست چرا که من به اندازه کافی تلاش نکردم تا دین و آیین خود را به خوبی بشناسم. خدا را به خاطر آگاهی دینی که اکنون به آن رسیده ام شکر می کنم. این نکته را هم باید بگویم که البته هنر و بازیگری فی نفسه حرام نیست به شرطی که از حدود شرعی که ما بطور فطری برای آن آفریده شده ایم تجاوز نکند.

وی که تالار آرایشی به نام «صبایا» دارد در خصوص لزوم حفظ حجاب زنان در این مکان می گوید: طرح من قرار دادن پوشش برای موی زنان در حریم خودم است. بنابراین مسلمانان غیر محجبه و هرکسی که حجاب را رعایت نکند اجازه ورود به آن را نخواهند داشت. این کار از روی مبنای خالص دینی است. موی آشکار و بی حجاب فتنه است و من نمیتوانم در این گناه آنها را کمک کنم و دختران بی حجاب با آرایش کامل از آنجا خارج شوند و نگاه مردان را به خود جلب کنند.

«حنان ترک» که به تازگی از همسرش جدا شده است، درباره طلاق خود نیز می گوید: همسرش با حجاب او موافق نبوده و او نیز نمی توانسته تمایل شوهرش را بر دستور خداوند مقدم بدارد. «لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق» و می گوید: از آنجا که او نتوانست مرا با حجاب بپذیرد و من هم نمیتوانستم حجاب را کنار بگذارم نتوانستیم به توافق برسیم. بنابر این از هم جداشدیم. نمیدانم چرا مردم نمی خواهند بپذیرند که گذشته من اشتباه بوده است؟ حجاب در زندگی من نقطه عطفی بود. من لذت عبادت و تقرب به خداوند را بدست آورده ام .

این بازیگر اکنون با کارگردان و نویسنده مصری «خالد المهدی» در فیلمی درباره علامات ظهور همکاری می کند. این فیلم در سه زمان گذشته،حال و آینده روایت می شود. در زمان حال و آینده علامات ظهور و شخصیت دجال بررسی می شود.

همچنین حنان ترک با کمک دیگران بر ای کمک به مردم غزه کاروانی از کمکهای غذایی جمع اوری و ارسال کرده بود که به دلیل شرایط امنیتی به قاهره برگردانده شد.

وی می گوید: با توجه به اینکه کاروانهایی از کمکهای مردمی دیگر هم برگردانده شده است امیدواریم این کمکها با همکاری صلیب سرخ به مردم غزه برسد.

یانباری بود و ای كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودمپشیمانی بازیگر معروف از دوران بی حجابی + حنان ترك

چرا به زیارت می رویم؟

زیارت حرم امام رضا علیه السلام

شک نیست که ‏«زیارت‏» در اسلام، بخصوص در فرهنگ شیعه، جایگاه والایى دارد. امامان و اولیائى خدا،تا حد بسیارى دعوت و تشویق به زیارت کرده‏اند. پاداش ها و ثواب هاى فراوانى براى‏«زایر»بیان شده است. «زیارت‏»،در ارزش و پاداش، همپاى بسیارى از عبادات،بلکه برتر از حتى جهاد و شهادت به حساب آمده است.

«مزار»ها،در اسلام،از اعتبار خاصى برخوردار است. «مزور»ها،مورد تکریم فراوان قرار گرفته‏اند. «زیارتنامه‏»ها،یک دنیا تعلیمات و فرهنگ و آموزش و تربیت را شامل است. راستى...این همه دعوت و تشویق به زیارت،چرا؟

این همه پاداش و اجر و ثواب،براى هر قدم قدم زیارت،براى چه؟ چه تناسبى میان عمل زایر با آن پاداش هاى عظیم و خیره کننده و بهت‏آور؟ مگر نه اینکه‏«اجر»،در مقابل‏«عمل‏»است؟و مگر نه اینکه تناسبى باید بین‏«کار»و«مزد»باشد؟

اساسا چرا باید زیارت رفت؟ فایده زیارت براى زایر چیست؟ زیارتگاه ها چه نقش تربیتى و تهذیبى دارند و باید داشته باشند؟

زیارتنامه‏ها چه متن هایى است و چه آموزش هایى دارد؟ در زیارت،باید به‏«دل‏»پرداخت‏یا به‏«عقل‏»؟ زیارت،ریشه در منطق و برهان دارد،یا خاستگاه آن،وادى شور و شوق و جذبه و عرفان است؟

زیارت،در صدر اسلام،مهم و مفید بوده،یا همیشه و هم اکنون هم سازنده و تعهد بار و رسالت آشناست؟ در زیارت،به‏«منفعت‏»باید اندیشید یا به‏«معرفت‏»؟زایر،«عاشق‏»است‏یا«جهانگرد»؟ زیارت،«دخل‏»است‏یا«خرج‏»؟ زیارت،عملى عبادى است،یا جنبه‏«سیاسى‏»هم داشته و دارد؟

زیارت،ساخته و پرداخته شیعیان است،یا اصلى است که پیامبر،منادى آن است و ریشه در متن دین دارد و عقل،پشتوانه آن است و عرف،حامى آن و ملت ها و اقوام بشرى عامل به آن؟!

اینها...و مطالب و مسائل دیگرى،انگیزه آن است که از میان آن همه زمینه‏ها و دستور العمل ها و برنامه‏ها که گفتیم در فضاى تربیتى دین و مکتب وجود دارد،«زیارت‏»را انتخاب کرده و از جوانب گوناگون،پیرامون آن به دقت و تامل بپردازیم.

تا از کرانه این غدیر فیاض،بهره‏اى برگیریم و اگر در کنار دریا نشسته‏ایم،-دریاى معارف اهل بیت عصمت-لب تشنه نمانیم.و اگر نه به حد کمال مطلوب،ولى به اندازه وسع و گنجایش خویش،رفع عطش کنیم.

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگى باید چشید تشنه‏ایم و جویا... خدا بر تشنگى ما بیفزاید تا جویاتر شویم.

 

آب کم جو،تشنگى آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست

 

زیارت‏، قلمرو دل ‏و وادى محبت‏

در بحث‏«زیارت‏»،پیش از آنکه استدلال شود که چرا باید رفت و رفتن به زیارت را چه سود؟اگر شناختى محبت آور،نسبت‏به صاحبان‏«مزار»باشد،جایى براى این سؤال و استدلال باقى نمى‏گذارد. در زیارت،بیش از فلسفه و برهان،عشق و شور و محبت نهفته است.

بیش از آنکه‏«عقل‏»،محاسبه کرده و در یابد که چرا؟«دل‏»،فرمان داده و زایر را به مزار رسانده است. وادى زیارت،بیش و پیش از آنکه وادى معقولات و محاسبات عقلى باشد،وادى دل و جذبه درون است. زایر،اگر بداند و بشناسد که مورد زیارت‏کیست؟ ،دیگر نمى‏پرسد: کجاست؟

زیارت مى‏تواند نمودى از احساس شوق درونى انسان باشد. نشانى از محبت و دلیلى بر عشق و علامتى از تعلق خاطر باشد. زیارت،زبان علاقه و ترجمان وابستگى قلبى است

به راه مى‏افتد و همچون خضر،به دنبال آب حیات،و همچون موسى (ع) در پى‏«عبد صالح‏»روان مى‏گردد تا برسد و بیابد و بهره برگیرد و کامیاب شود. «زیارت‏»،از این مقوله است.پیوند قلبى است،محبت و علاقه است.

آنچه زایر را به پیمودن راه ها و طى مسافت ها و تحمل رنج‏سفر و بیم بادیه و استقبال از خوف و خطر وا مى‏دارد،کشش درونى و علاقه قلبى اوست. و اگر عشق آمد،خستگى رخت‏بر مى‏بندد و اگر محبت در کار بود،ملال متوارى مى‏شود.

 

آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز
پاى پر آبله و بادیه پیماى من است

محبت‏، پشتوانه‏ زیارت‏

آنکه عشق و شوق داشته باشد،به زیارت هم مى‏رود. براى عاشق شایق،نه تنها خود محبوب،جالب و جاذب است،بلکه هر چیزى هم که به گونه‏اى رنگ تعلق و رایحه انتساب به او را داشته باشد،مطلوب و جاذبه‏دار است و دلداده را به سوى خود مى‏کشد.

زیارت امام رضا (علیه السلام)

در زیارت چنین است.چگونه مى‏شود که عاشق خدا و دوستدار پیامبر و اهل بیت،و محب صالحین و صدیقین و شهدا و اولیاء الله،شوق دیدار خانه خدا و بیت الله و مزار و مرقد و خانه و شهر و دیار معشوق را نداشته باشد و شیفته دیدار کعبه و مدینه و مزار ائمه و قبور صالحین و شهرهاى خاطره آمیز و شوق انگیزى که ریشه در فرهنگ دینى ما دارد نباشد؟!

به گفته مرحوم علامه امینى:

«اگر مدینه منوره،حرم محترم الهى شمرده شده و در سنت نبوى،براى مدینه و خاکش و اهلش و مدفونین آنجا ارزش هاى فراوان بیان شده است،به خاطر همان انتساب به خدا و پیامبر است.و بر مبناى همین اصل،هر چیز دیگرى هم که نوعى تعلق و انتساب به پیامبران و اوصیاء و اولیاء الهى و صدیقین و شهدا و افراد مؤمن دارد ارزش پیدا مى‏کند و شرافت مى‏یابد... ». 1

زیارت مى‏تواند نمودى از احساس شوق درونى انسان باشد. نشانى از محبت و دلیلى بر عشق و علامتى از تعلق خاطر باشد. زیارت،زبان علاقه و ترجمان وابستگى قلبى است.

براى عاشق،حتى خانه‏اى که روزى معشوق در آن ساکن بوده،کوچه‏اى که روزى دلبر از آن گذشته،زمینى که بر آن قدم نهاده،شهرى که روزى در آنجا مى‏زیسته،سنگى که دست محبوب به آن خورده،لباسى که بر اندام او بوده،کفشى که در پایش داشته،دلربا و جاذب است، دوست داشتنى و شوق انگیز است.

این شعر منسوب به مجنون است که در باره لیلى گفته است:

امر على الدیار،دیار لیلى اقبل ذا الجدار و ذالجدارا و ما حب الدیار شغفن قلبى و لکن حب من سکن الدیارا 2

یعنى:از دیار لیلى مى‏گذرم،این دیوار و آن دیوار را مى‏بوسم،علاقه به دیار لیلى دلم را تسخیر نکرده است،بلکه آن کسى که در آن سکونت دارد،مرا مفتون خود ساخته است. مى‏بینیم که جاذبه شهر،به خاطر حضور لیلى در آن است.

وادى زیارت،وادى عشق و علاقه و عرفان است.در قلمرو دل،گاهى پاى عقل هم مى‏لنگد و وقتى عشق فرمان مى‏دهد،عقل چاره‏اى جز تسلیم و فرمانبردارى ندارد

در زیارت و مزار،مسئله در ظاهر سنگ و چوب و آجر و آهن و ضریح و ساختمان مزار و گنبد و گلدسته و رواق و...خلاصه

توصیه‌ای از آیة الله بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام

نمى‏شود،تا به زیارت و بوسیدن و تقدیس اینها اشکال شود.بلکه نقش عمده با آن محبت و شناخت و معنویت و عشقى نهفته است که در وراى این هاست که حتى به این ها،معنى و جهت و قداست و حرمت‏بخشیده است.وقتى قلب،در گرو یک عشق بود، صاحب آن دل،از نام و یاد و لباس و دستمال و کفش و کوچه و شهر محبوب،خوشش مى‏آید و لذت مى‏برد و همه اینها برایش جاذبه دارد و در هر یک از اینها عکس رخ یار را مى‏بیند.

ما با محبت وافر و علاقه و احساسى که به حضرت محمد (ص) داریم،اگر با خبر شویم که در جایى رد پایى و نشانى از آن حضرت باقى است،آیا شوق دیدنش را نخواهیم داشت؟«مقام ابراهیم‏»در مسجد الحرام،براى حاجى چرا آنقدر خاطره به همراه دارد؟جز این است که سنگى است که حضرت ابراهیم در بالا بردن دیواره کعبه،به کمک پسرش اسماعیل،آن را زیر پا مى‏گذاشته است و جاى قدم او بر سنگ باقى است؟!

مى‏بینیم که وادى زیارت،وادى عشق و علاقه و عرفان است.در قلمرو دل،گاهى پاى عقل هم مى‏لنگد و وقتى عشق فرمان مى‏دهد،عقل چاره‏اى جز تسلیم و فرمانبردارى ندارد.مرحوم علامه امینى نقل مى‏کند:

«...فقیه و ادیب بزرگوار اهل سنت،تاج الدین فاکهانى (وفات 734) به دمشق رفت‏به قصد زیارت کفش پیامبر که در«دار الحدیث الاشرفیه‏»نگهدارى مى‏شد.وقتى کفش را دید،افتاد و شروع به بوسیدن کرد و صورتش را بر آن مى‏مالید و اشک شوق از دیدگانش جارى بود و شعرى به این مضمون را مى‏خواند:اگر به مجنون گفته شود:لیلى و وصال و دیدار او را مى‏خواهى،یا دنیا را و آنچه را در آن است؟او در جواب خواهد گفت: غبارى از خاک کفش لیلى برایم محبوبتر است و شفابخشتر براى دردهاى من... 3

آرى...وقتى عشق در کار باشد،خاک ره دوست را باید سرمه چشم نمود.و براى عاشق،آنچه ارزشمند است،محبوب و دیدار او و هر چیزى است که منسوب به اوست.

 

برادرانه بیا قسمتى کنیم رقیب
جهان و هر چه در آن است از تو،یار از من

                       

این یک طرف قضیه است که محبت،انسان را به زیارت وا مى‏دارد. سوى دیگر قضیه آن است که‏«زیارت‏»،محبت و شناخت مى‏آورد و از آن جهت،عامل سازنده و تربیت کننده است.